بایگانی برچسب: ۲۲ بهمن

بر باد رفته

a-woman-standing-on-a-pilar-in-azadi-squareعکس روبه‌رو، تصویر خانمی است که صبح روز ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ رفته است بالای یک ستون در میدان آزادی تهران تا احتمالا بتواند عکس بهتری از سوژه‌اش در راهپیمایی بگیرد.  این عکس در اینستاگرام منتشر شده بود و عده‌ای (اکثرا آقایان) به این خانم اعتراض کرده بودند به خاطر نوع پوششی که زیر چادر دارد، یا به خاطر اینکه رفته است بالای ستون. عده‌ای دیگر نیز (اکثرا خانم‌ها) دفاع کرده بودند که مگر پوشیدن رنگ شاد زیر چادر، ایرادی دارد؟ یا اینکه این عکس، صرفا ثبت یک لحظه گذراست و حجاب این خانم، همیشه این گونه نیست و چطور دیگران به خودشان اجازه قضاوت درباره این خانم را داده‌اند.

آیا این خانم کار بدی کرده است که زیر چادرش بوت و جین و مانتو قرمز به تن کرده است؟ آیا این خانم کار بدی کرده است که برای گرفتن یک عکس بهتر، رفته است بالای ستون؟ آیا چادری که در این عکس به دست نسیم افتاده است، شیوه همیشگی حجاب این خانم است و برایش مهم نیست یا اینکه این عکس، صرفا ثبت یک لحظه استثنایی است و احتمالا این خانم به جز این لحظه اتفاقی، دیگر به باد اجازه نداده است چادرش را کنار بزند؟ اصلا اگر برایش مهم نباشد چادرش کنار برود، کار بدی کرده است؟

می‌شود با دقت عقلی نگاه کرد و گفت این عکس، صرفا ثبت یک لحظه‌ٔ شاید چند ثانیه‌ای باشد و نمی‌شود بر اساس آن درباره شیوه حجاب این شخص، تحلیل کرد. طبیعتا با چنین نگاهی نوشتن این یادداشت هم کار بیهوده‌ای است. خواندنش هم!

ولی تا به حال درباره شیوه لباس پوشیدن من کسی با دقت عقلی نگاه نکرده است. بارها به خاطر پوشیدن شلوار جین یا اصلاح سر و صورتم مورد قضاوت آدم‌ها قرار گرفته‌ام. اگر خانمی با تیپ و قیافه همین خانم (البته بدون چادر) کنار پسری با شلوار جین و تیشرت قرمز در پیاده‌رو خیابان قدم بزند،‌ اولین قضاوت آدم‌هایی که عبور می‌کنند، گشت ارشاد و خیلی از مردم شاید متدین، چیست؟ احتمالا این نیست که: «به به! چه زن و شوهر خوب و خوشبختی! چه به هم میان! چه خوبه که لبخند می‌زنن و شادند!» آن‌ها هم با نگاهی عرفی و نه با دقت عقلی به این نتیجه می‌رسند که این دو احتمالا با همدیگر محرم نیستند، احتمالا خانواده‌هایشان خبر ندارند، احتمالا تقید شرعی به احکام محرم و نامحرم ندارند و قضاوت‌های دیگری شبیه این.

بله. با دقت عقلی نه تنها درباره این خانم،‌ که درباره خیلی‌های دیگر هم باید دست از قضاوت برداشت. باید هر عملشان را هفتاد بار حمل بر درستی و راستی کرد. شاید آن خانمی که در پیاده‌رو راه می‌رود، چادرش را جا گذاشته است. شاید آن آقایی که صورتش را تیغ زده است، به دلیلی مجبور به این کار است. شاید آن پسری که دستش را به دور گردن دختر کناری‌اش روی نیمکت پارک انداخته است، با او محرم باشد و پدر و مادرشان از دوستی این دو باخبرند.

درباره این خانم،‌ نمی‌توانم قضاوت کنم. اول که عکس را دیدم قضاوت داشتم. توی ذهنم از این خانم پرسیدم: «خب شما اگر چادر مشکی سر می‌کنی که پوشیده باشی، چرا لباس قرمز و جین و بوت؟ اینکه شما را از هدفت دور می‌کند. حالا اینها را پوشیدی، چرا عکاسی می‌کنی، آن هم با چادری که جلوش بسته نیست؟ چادر جلو بسته می‌پوشیدی که وقتی دو دستت را برای عکاسی استفاده می‌کنی، چادرت را باد نبرد. حالا نپوشیدی، نبود، فرصت نشد بخری، چرا می‌روی بالای ستون؟ یک عکاس مرد هم برود بالای ستون، از صد متر آن طرف‌تر دیده می‌شود. شما که یک خانم چادری هستی، صد برابر دیده می‌شوی.»

ولی بعد با همین دقت‌های احمقانه عقلی و تردیدها و احتمال‌ها دست و پای خودم را بستم که تو چطور بر  اساس تصویری که فقط ثبت یک لحظه است، به این قضاوت رسیدی؟ شاید این طور که به نظر می‌رسد، نباشد. البته این صدای ذهنی من، بعدها در کامنت‌های همین عکس در اینستاگرام هم نوشته شد.

بله. من در جایگاهی نیستم که بتوانم درباره کار این شخص قضاوت کنم. مشکلی هم با این بی‌جایگاهی ندارم. ولی شاید رفتارم به عنوان یک رفلکس بدون اختیار، قابل درک باشد. نه من، خیلی از آدم‌های دیگری که مدام به خاطر تیپ و لباسشان، به خاطر پوششان، به خاطر آدمی که کنارشان راه می‌رود، به خاطر کسانی که به خانه‌شان رفت و آمد دارند، روزی صد بار مورد قضاوت قرار می‌گیرند، در چنین موقعیتی ناخودآگاه رفلکس نشان می‌دهند.

برای آدم‌هایی که مدام مورد قضاوت قرار گرفته‌اند، بی‌خیال بودن نسبت به مردی که پیراهن سفید یقه‌دیپلمات و کت‌شلوار سورمه‌ای می‌پوشد و سر کم‌مو و محاسن بلندی دارد و همیشه تسبیحی با دانه‌های درشت در دستانش می‌چرخد، و یا بی‌خیال بودن نسبت به خانمی چادری که احتمالا متدین است، که احتمالا انقلابی است، که احتمالا یک جایی جزء همان‌هایی بوده که درباره‌شان قضاوت کرده است، که احتمالا چوب نقدش بارها به تنشان خورده است، آسان نیست. برای آدم‌هایی که همیشهٔ خدا در معرض نقد و قضاوت‌اند، آسان نیست این تصویر را ببینند و دقت عقلی به خرج دهند، مدرن فکر کنند و قضاوت نکنند.