اول‌شخص درگیر، سوم‌شخص نگران

بارها پیش آمده که سوم‌شخص غیر نگران در یک موضوع بوده‌ام و کم‌کم با تماشای بحث و درگیری میان طرفین، به مقام سوم‌شخص نگران، ارتقای درجه یافته‌ام. گاهی هم جوگیر که در میانه دعوا چه کار باید بکنم؛ به خصوص وقتی تلاش‌های پیرمردمأبانه‌ای همچون «صلوات ختم کنین بابا. روی همدیگه رو ببوسین» جواب ندهد و متوجه شوی که دعوا ریشه در اعماقی دست‌نایافتنی دارد و صورت مسئله، پاک‌نشدنی‌تر از این حرف‌هاست.

اگر سوء تفاهمی رخ نداده باشد، که معمولا هم رخ نداده است، یک الگوی تکراری اتفاق می‌افتد؛ آن هم اینکه هر کدام از دو طرف، برای آنچه برایش می‌جنگد، دلیلی شخصی و تجربه‌ای مستقیم و بی‌واسطه دارد؛ تجربه‌ای که احتمالا بدون روند عقلانی و منطقی و بدون نیاز به صغری کبری، شخص را به اعتقادی راسخ رسانده و استدلال و بحث‌های منطقی او در برابر دیگران، به ابزاری برای مؤاخذه و ساکت کردن طرف مقابل، و در لایه‌ای عمیق‌تر وسیله‌ای برای توجیه و مستند کردن اعتقاد درونی خودش تبدیل می‌شود.

در میان این تجربه‌های شخصی، عمیق‌ترین و اعتقادسازترین‌ها معمولا مرگ است؛ مرگ دوستی، عزیزی، فرزندی، پدری در راه یک آرمان. و پس از مرگ آن عزیز، پس از داغی که بر دل می‌نشیند، آن آرمان دیگر نیازی به استدلال و بحث و جست‌وجو و حقیقت‌یابی نخواهد داشت. عبارت کلیشه‌ای «شهیدانی که با خون خودشان نهال نوپای انقلاب را آبیاری کردند»، به همین جهت، از حقیقت عمیقی گزارش می‌کند. ولی اختصاص به انقلاب، ایران و مذهب و دین ندارد. جریان‌های فکری دیگر هم وقتی خون می‌دهند، ریشه‌دارتر می‌شوند و به اعماق جدیدی از ذهن و دل طرفدرانشان نفوذ می‌کنند و آن‌ها را از جایگاه سوم‌شخص نگران، به جایگاه اول‌شخص درگیر ارتقا می‌دهند.

در همه جریان‌های پرچالش گذشته و حال، وقایع ۸۸ و سال‌های بعدش، وقایع ۷۶ و سال‌های بعدش، وقایع تابستان ۶۷ و سال‌های بعدش، همه بحث‌ها و استدلال‌ها و دیالوگ‌ها به درد سوم‌شخص‌های نگران می‌خورد و دعوای رسانه‌ها بر سر اقناع همان سوم‌شخص‌های نگران است؛ وگرنه که اول‌شخص‌های درگیر که عزیزی را به هر نحوی از دست داده باشند، هر طرف دعوا که باشند، تجربه مستقیم و یقین‌آوری دارند که پایه‌هایش با حرف و نقل و حدیث، سست نمی‌شود. اگر کسی ادعاهای بزرگ دارد و فکر می‌کند سرش به تنش می‌ارزد و می‌تواند، اگر راست می‌گوید بیاید اول‌شخص‌های درگیر را برای گفت‌وگو، روبه‌روی هم بنشاند.

۴ فکر می‌کنند “اول‌شخص درگیر، سوم‌شخص نگران

  1. علی

    یاد کارشناسان تلویزیونی مسائل خاورمیانه افتادم و نسخه هایی که – به هواداری از هر طرف – برای سوریه می پیچند

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.