جابه‌جایی گاو و گوسفند با مترو!

دقیقا نمی‌دانم برای چه دارم این نوشته را می‌نویسم؛ یعنی وقتی قرار نیست چنین حرف‌هایی شنیده شود یا تأثیری داشته باشد،‌ انگیزه نوشتنش هم از بین می‌رود. ولی خب درددل که می‌شود کرد. حداقل برای همدیگر ناله کنیم.

از فروردین ۹۲ به این طرف،‌ جیمیل به سختی باز می‌شود. یا باز می‌شود و چت لود نمی‌شود. سرچ گوگل هم اختلال پیدا کرده است، گاهی کار می‌کند،‌ گاهی کار نمی‌کند. بقیه محصولات گوگل مثل نقشه گوگل هم از این مشکل مستثنا نیستند.

باز حداقل تا همین یک هفته پیش به کمک پروکسی می‌توانستم محصولات گوگل را باز کنم ولی آن‌ها هم یک هفته‌ای هست که دچار مشکل شده‌اند. کار به جایی رسیده که رفته‌ام سراغ دیگر موتورهای جست‌وجو نظیر بینگ و ام‌اس‌ان.

این اتفاق اولین بار نیست که در کشور ما رخ می‌دهد. شاید از همان سال ۸۸ که یک هفته اینترنت قطع بود و حتی شبکه تلفن همراه نیز قطع شده بود، باید تصمیم می‌گرفتیم؛ تصمیم درباره اینکه در کشور ما قرار نیست روی اینترنت و فناوری‌های ارتباطی حساب باز کنیم. به خصوص که مسئولان اینترنت کشور هم توضیح خاصی درباره سیاست‌های خودشان نمی‌دهند. از طرفی این طور نشان می‌دهند که به دنبال پیشرفت ارتباطی‌اند و می‌خواهند سرویس ایمیل ملی و موتور جست‌وجوی یاحق راه بیندازند! با وجود چنین اختلالاتی که من دیگر باور نمی‌کنم اختلالات غیر عمدی باشند، عملا امثال من را که زندگی‌شان به اینترنت وابستگی دارد همیشه بی‌ثبات می‌مانند.

مشکل از اینجا شروع شده است که من و احتمالا بسیاری آدم‌های شبیه من، کارهای درسی‌شان را با اینترنت انجام می‌دهند، برای یک سفر ساده بر روی جست‌وجوی اینترنت و نقشه‌های اینترنتی حساب باز می‌کنند، حجم زیادی از ارتباطات‌شان به ایمیل‌شان وابسته است، حتی درآمدشان از طریق اینترنت است.

اشتباه کردیم. کسی که در روستا زندگی می‌کند نباید برای جابه‌جایی گوسفندانش روی مترو حساب کند. ما که سال‌هاست برای کارهای غیر مجرمانه‌مان مانند چک کردن ایمیل و سرچ در گوگل نیازمند فیلترشکن‌ایم نباید زندگی‌مان را به اینترنت وابسته کنیم. این چند روز که کارهایم به خاطر اختلال در دسترسی به جیمیل عقب افتاده است،‌ واقعا مستأصل شده‌ام. دستم به هیچ کجا بند نیست و نمی‌توانم به کسی شکایت کنم. ارائه دهنده خدمات اینترنت هم مشکل را از خودش نمی‌داند.

شاید کم‌کم وقتش رسیده که به زندگی روستایی برگردیم. برگردیم سر زمین کار کنیم، تلفن‌های همراه و ارتباطاتمان را بریزیم دور و به گور پدر همه آن‌هایی که می‌خواهند پز پیشرفت کشورشان را بدهند بخندیم. زنده‌باد بوی علف! زنده‌باد طعم چای زغالی و بوی نان تازه. تلاش شهروندان معمولی برای پیشرفت، تا زمانی که مسئولان اینترنت کشور دست از سیاست‌های یک بام و دو هوای خودشان برندارند،‌ دایه مهربان‌تر از مادر شدن است.

۶ فکر می‌کنند “جابه‌جایی گاو و گوسفند با مترو!

  1. sarbaz

    موافقم – منکه واقعا گاهی وقتا میگم کلا قید اینترنت رو بزنم خصوصا این دو ماه که دیگه اوضاعش از قبل هم بدتر هست.

    پاسخ
  2. Masoud Dawkins

    سیاست رسمی جمهوری اسلامی در قبال اینترنت، همانگونه که خودشان و تئوریسین هایشان در سخنانشان به آن اشاره میکنند این است:

    ” اینترنت سگ هاری است که باید مهارش کنیم. ”

    در زمان دولت صهیونیستی اصلاحات (!) همه چیز داشت پیشرفت میکرد؛ پای رقیب برای شرکت ارتباطات سیار (همراه اول) باز شد (حالا بگذریم از قضییه ی فکاهی حمله سپاه به هواپیمای مسئولین ترکسل در فرودگاه امام و بعداً شکایت ترکسل از حکومت ایران و گرفتن یک غرامت سنگین و فضاحتی که برخی! افراد به خاطر درصدی که میخواستن و ترکسل قبول نکرد، و MTN آفریقای جنوبی شد ایرانسل و قبول کرد هرچقدر شیتیل بخوان میده!)…

    در زمان آن دولت کفار، سرعت اینترنت ارائه شده به مردم همه روزه در حال افزایش بود و رقابت بسیار خوبی از لحاظ قیمت بین شرکت های ارائه دهنده ADSL به وجود اومده بود و احتمال خروج انحصار واردات پهنای باند به کشور از دست شرکت طمع کار و گران فروش “ارتباطات زیرساخت” وجود داشت…

    ولی با روی کار آمدن دولت [حامد: یک کلمه به خاطر بار قانونی برای وبلاگ، حذف شد؛ با عرض پوزش از نویسنده کامنت] دکتر سید محمود احمدی نژاد! در همان هفته های اول این دولت، به منظور حفاظت از بنیان های خانواده و جلوگیری از مشاهده ی محتوای ضد اسلام و انقلاب روی اینترنت، ارائه سرویس اینترنت پرسرعت با سرعت بیش از ۱۲۸Kbps به کاربران خانگی ممنوع شد… یعنی فقط دو برابر dial-up…

    اصن این مملکت یه جوکیه… یک دهم پهنای باند مملکتم به مردم نمیفروشن و همه رو سازمان ها و شرکتای کله گنده بالا میکشن؛ ملت توی ایران با سرعت لاکپشت با اینترنت کار میکنن، اونوقت پهنای باند وصل شده به کشور رو میفروشن به کشورای اطراف…

    اصن یه وضی :/

    پاسخ
  3. محمد حسین

    سلام
    خواستم بگم من هم موافقم و دارم دنبال یه تکه زمین باغ یا حتی باغچه کوچیک می‌گردم.
    بعد که نظر دیگران را خواندم منصرف شدم.
    ترجیح می دهم در سکوت کارم را بکنم. اصلا همین که هرکاری می‌کنیم می‌خواهیم با داد و فریاد دیگران را هم مطلع یا با خود همراه کنیم، یک جور زندگی پست مدرن برآمده از اینترنت است.
    راستی حامد دلم برای یک گپ دو ساعته دو نفره یه جای خلوت کنار سماور یا کتری آب جوش روی آتش تنگ شده است. اگر موافقی یه وقت مشخص کن بزنیم بیرون.

    پاسخ
    1. حامد نویسنده

      راستش حس و حالی که این نوشته رو باهاش نوشتم، اصلا توی فضای کامنت‌هاش نبود. ولی خب،‌ دلیلی هم نداشتم برای منتشر نکردن‌شون.
      ایشالا اوایل هفته دیگه می‌بینمت. این هفته برام ممکن نیست.

      پاسخ
    1. حامد نویسنده

      سلام. منم دلم برات تنگ شده. من همین دور و برام. هر موقع حرف جدید برای گفتن پیدا کنم، حتما می‌نویسمش اینجا.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.