نمی‌خواهم مستقیما در انتخاب رئیس جمهور شرکت کنم

تا انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، فرصت زیادی نمانده است. گمانی‌زنی‌ها درباره کاندیداهای احتمالی شروع شده و به مرور فعالیت‌های انتخاباتی هم آغاز می‌شود. چیزی که مثل هر بار، برای من آزاردهنده است، اجبار به تصمیم‌گیری درباره چیزی است که معمولا صلاحیت تصمیم‌گیری درباره‌اش را ندارم و مجددا مجبور می‌شوم بر اساس یک سری کلیات ابوالبقا، اطلاعاتی که به مرور زمان از رسانه‌ها به دست آورده‌ام و نهایتا تحلیلی که به طور خوش‌بینانه ۶۰ درصد تصمیمم را می‌سازد، به یکی از کاندیداهای موجود رأی بدهم؛ و دوباره نگران این باشم که بعد از چند سال یا چند ماه، کاندیدایی که به او رأی داده‌ام از این رو به آن رو شود و دیگر همین من که با رأی خود او را به کاخ ریاست جمهوری فرستاده‌ام هیچ قدرتی برای جلوگیری از ادامه فعالیت او و تصحیح شیوه عملکردش نداشته باشم.

شهروندان معمولی مثل من، هر قدر هم که مطلع و آگاه باشند، برای انتخاب مستقیم رئیس جمهور باید تا حد زیادی ریسک کنند؛ چرا که عموما شخصی که انتخاب می‌کنند را از نزدیک ندیده‌اند، شیوه‌ تصمیم‌گیری‌اش را به طور کامل نمی‌شناسند و حتی در بسیاری از موارد، وظایف روزمره آن شخص را درک نمی‌کنند و نمی‌توانند تصمیم‌های احتمالی او در آینده را به طور کامل تحلیل کنند. حالا کسی به شما بگوید رئیس جمهور تصمیم گرفته سازمان برنامه و بودجه را منحل کند یا نرخ تعرفه‌های گمرکی را بالا یا پایین ببرد یا اینکه می‌خواهد هر سال در سازمان ملل با لحنی متفاوت سخنرانی کند. چقدر می‌توانید چنین تصمیم‌هایی را تحلیل کنید؟ چطور می‌توانید به تشخیص درستی درباره این برسید که تصمیم‌گیری‌های رئیس جمهور چگونه بر زندگی شما تأثیر می‌گذارد؟

چرا من به عنوان یک شهروند معمولی باید مستقیما رئیس جمهور را انتخاب کنم؟ چرا باید به طور مستقیم در انتخاب کسی مشارکت کنم که هیچ ابزار مستقیمی برای نظارت یا برکناری وی در اختیار ندارم؟

برشی از روزنامه اطلاعات در تاریخ ۲ آبان‌ماه ۱۳۵۸. راهپیمایی گروهی از دانش‌آموزان در اعتراض به قیمت شهریه.

برشی از روزنامه اطلاعات در تاریخ ۲ آبان‌ماه ۱۳۵۸. راهپیمایی گروهی از دانش‌آموزان در اعتراض به قیمت شهریه.

من ترجیح می‌دهم در انتخاب شهردار منطقه‌ای از شهر که در آن زندگی می‌کنم مشارکت کنم و به کسی رأی دهم که احتمال دارد خانواده‌اش را بشناسم و بدانم کدام مدرسه و دانشگاه درس خوانده و خانه‌اش کجای شهر است و پیش از این، کجای شهر کار می‌کرده و سوابق شغلی‌اش چیست. احتمالا فرزندانش را می‌شناسم، اقوامش را می‌توانم پیدا کنم و حتی اگر از عملکرد او راضی نبودم، احتمالا بتوانم با مشارکت در یک اجتماع کوچک چند صد نفره، اعتراضم را به گوش او یا بالادستانش برسانم.

ترجیح می‌دهم انتخاب استاندار به عهده من نباشد و شهرداران استان دور هم جمع شوند و با سازوکاری که احتمالا من توانایی طراحی‌اش را ندارم، استاندار را انتخاب کنند و همین طور انتخاب وزرا، کابینه، نمایندگان مجلس و در نهایت رئیس جمهور، توسط رده‌ای پایین‌تر از آن‌ها انتخاب شود؛ رده‌ای از فعالان سیاسی با تجربه، فرهیختگان و دولت‌مردانی که به خاطر تجربه فعالیت سیاسی و مدیریت کلانشان در کشور، شخص رئیس جمهور را از نزدیک می‌شناسند، ضمن اینکه به خاطر محدود بودن تعداد انتخاب کنندگان، قدرت نظارت و عزل احتمالی وی در صورت عدم بقاء صلاحیت، ممکن خواهد بود.

کاملا قابل درک است که چنین تغییر بنیادینی، تأثیر مستقیم من را بر نهادهای مدیریتی سطح بالای کشور، کم می‌کند و سرعت تغییرات را بسیار کاهش می‌دهد. ولی مگر این بد است؟ اصلا چه کسی گفته که فعالیت انتخاباتی عمومی در کشور در طول چند ماه باید بتواند جاده مدیریتی و سیاسی کشور را یک‌باره دچار تحول کند؟ اصلا چه کسی گفته باید جهت‌گیری کلی کشور در سال ۸۶ این همه با جهت‌گیری‌اش در سال ۸۷ تفاوت داشته باشد؟ من به عنوان یک شهروند معمولی ترجیح می‌دهم ریزخواسته‌های مردم کشورم به مرور جمع‌ شود و تبدیل به جوی آب و نهر و رودخانه شود و نهایتا با قدرتی غیر قابل بازی دادن، به دریای تصمیم‌گیری در سطح کل کشور بریزد. و حدس می‌زنم چنین ساختاری با اینکه ظرفیت بالایی برای شکل‌گیری مافیای قدرت دارد، در مجموع می‌تواند جلوی شکل‌گیری خودکامگی و زمینه‌های شخص‌محوری در کشور را بگیرد.

و مردم چنانکه در گذشته کشورمان نیز بی‌سابقه نبوده است، به جای شرکت در راهپیمایی برای حمایت از آرمان‌های بلندی که شاید بسیاری از جزئیات آن‌ها برایشان ناشناخته است، برای دفاع از حقوق مستقیم و روزمره‌شان راهپیمایی کنند. مردم قم برای شیرین شدن آب شهرشان، مردم سیستان و بلوچستان برای تأمین امنیت جانی‌شان و مردم تهران برای اعتراض به گرانی،‌ آلودگی هوا یا ترافیک به خیابان‌ها بیایند و به کسی اعتراض کنند که او را از نزدیک می‌شناسند و می‌دانند چه تصمیمی باید بگیرد.

مردم‌مان عادت کرده‌اند که حتی اگر کارد گرانی به استخوان‌شان برسد، اگر نزدیک به ۳۵ سال از انقلاب‌شان بگذرد و همچنان آب آشامیدنی نداشته باشند، اگر از شدت آلودگی شهرشان به بیماری‌های تنفسی مبتلا شوند، باز هم دم بر نیاورند و انگار تنها برای آرمان‌های ایدئولوژیک است که می‌توان اعتراض کرد؛ و تازه این هم شاید جالب باشد که اکثر راهپیمایی‌های ما در کشور، در اعتراض به دولت‌های بیرون از ایران است؛ نه در اعتراض به مدیریت‌ در داخل کشور و خب طبیعی است که شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی مدیریت چنین راهپیمایی‌ها را به عهده دارد و اکثر راهپیمایی‌ها مثل راهپیمایی ۲۲ بهمن و راهپیمایی روز قدس و اخیرا راهپیمایی ۹ دی، با صرف بودجه‌های دولتی، تبلیغ و برگزار می‌شوند.

پی‌نوشت:

عبارت «نمی‌خواهم شرکت کنم» که در تیتر این یادداشت نوشته‌ام، به معنای شرکت نکردنم در انتخاب آتی نیست؛ منظورم خواست درونی‌ام در درازمدت است. به هر حال، اگر قرار باشد چنین تغییراتی هم در نظام سیاسی کشور ما اتفاق بیفتد، باید در درازمدت و به مرور باشد و شرکت کردن یا نکردن شهروندی مثل من چیزی را دگرگون نخواهد کرد.

۸ فکر می‌کنند “نمی‌خواهم مستقیما در انتخاب رئیس جمهور شرکت کنم

  1. زهره

    می خواستم طبق عادت همیشگی خودم در مورد متن هایی که به نحوی به سیاست مربوطند، سکوت کنم. ولی دیدم همین هم به تیتر یادداشت شما می خوره. یعنی: نمی خواهم در مورد سیاست حرف بزنم…

    پاسخ
  2. زهره

    منظورم این بود که خود من نمی خوام در مورد سیاست حرف بزنم. به همین دلیل سکوت می کنم و تیتر سکوتم هم اینه. سیاست خوشبختانه از اون واجب های کفایی هستش! بس که به قدر کفایت همه صحبت می کنند درباره اش.

    پاسخ
  3. javad.sh

    پس شما نباید معصومین را هم قبول داشته باشید زیرا انها را هم شما مستقیما انتخاب وتاییدصلاحیت نکرده اید…..
    اگر حکومتی را که زیر نظر ان هستید را باتمام قوانینش قبول کرده اید پس کسانی که وظیفه دارند این کاندیدا را تایید صلاحیت کنند رانیزباید قبول داشته باشید ونیزاگر خودتون قدرت تحلیل وبصیرت برای انتخاب این ها را داریم خودمان انتخابشون میکنیم واین بصیرت را به دیگران نیز منتقل میکنیم ولی اگر نداریم باید به دنبال افراد شایسته ای باشیم تابتوانیم انتخاب خوبی داشته باشیم
    همه حرف های شما صحیح ودرسته ولی دلیلی برای رای ندادن مانیست…
    ولی………………………….

    پاسخ
    1. حامد نویسنده

      مقایسه بین معصومین (ع) و مسئولانی که برای مدیریت کشور انتخاب می‌شن، کار نادرستیه. اول اینکه ائمه، انتخابی نیستند و نصب امام به سمت امامت، ربطی به من شهروند نداره و از طرف خدا تعیین می‌شه. ولی رئیس جمهور کشور ما با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شه و معصوم هم نیست و ممکنه خطا کنه. دیگه اینکه انتخاب یک شخص به عنوان رئیس جمهور یا نماینده مجلس یا هر سمت دیگه، به معنای قبول داشتن کامل نیست؛ رأی دادن به یک نفر صرفا به این معناست که اون شخص بهترین گزینه برای این سمت بوده ولی همچنان ممکنه صددرصد مورد قبول ما نباشه.

      تنها یکی از جایگاه‌های مسئولیتی در جمهوری اسلامی با معصومان مقایسه می‌شه که جایگاه ولایت فقیهه و حضرت امام (ره) معتقد بودند که «ولایت فقیه، همان ولایت رسول‌الله است»؛ و خب طبق همین نظر، می‌بینید که ولی فقیه با رأی مردم انتخاب نمی‌شه و دوره‌ ولایتش هم موقتی و گذرا نیست و با نظر مردم قابل حذف نیست؛ چون ولایتش همان ولایت پیغمبر (ص)‌ هست. ولی رئیس جمهور چنین جایگاهی نداره و برای به دست آوردن جایگاه ریاست جمهوریش، نیازمند به دست آوردن رأی اکثریت مردمه.

      درباره حکومت هم باید بین قبول داشتن صددرصد قوانین و تابع بودن در برابر اون‌ها تفکیک قائل شد. من تابع قوانین کشورم هستم ولی این به معنی این نیست که همه قوانینش رو قبول دارم. اتفاقا دلیل اینکه به نمایندگان مجلس رأی می‌دیم همینه که وارد قوه قانون‌گذار بشن و قوانین جدید وضع کنند و قوانین احتمالا نادرست رو حذف یا اصلاح کنند.

      و آخر اینکه من رأی می‌دم و این متن هم به دنبال تشویق دیگران به رأی ندادن نیست. ازتون می‌خوام که پی‌نوشت متن رو یک بار دیگه با دقت بخونید.

      پاسخ
  4. بازتاب: زندگی بر روی زمین؛ خداحافظی با آسمان | پنکسم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.