بایگانی ماهیانه: Farvardin ۱۳۹۰

ملت قهرمان‌پرور

گل معروف به «دست خدا»

گل با دست دیه‌گو مارادونا: آرژانتین – انگلیس؛ یک‌چهارم نهایی جام‌جهانی ۱۹۸۶

هنگامی که مارادونای خیلی مشهور،‌ گل سال را با دست خود به ثمر رساند و در نتیجه تیمش را به عنوانی که در آرزویش بود نزدیک‌تر کرد، برخی از معلم‌های اخلاق از نحوهٔ به ثمر رسیدن این گل دلخور شدند. اما یکی از آشنایانم که در خلال جمهوری اول فوتبالیست حرفه‌ای بود، به من اطمینان داد که مارادونا نمی‌توانسته طور دیگری عمل کند. اگر او به عنوان قهرمانی شایسته در برابر یک میلیارد انسان اعتراف می‌کرد که این گل را با دست زده، احتمالا هم‌تیمی‌هایش او را می‌کشتند. آیا خبر دارم که چند صد میلیون دلار در معرض خطر بود؟

به احتمال،‌ اکثر تماشاگران این بازی شوکه شدند و برای یک لحظه عذاب شدید ناشی از تردید، نوعی خاطرهٔ کودکی و دنیای قصه‌های پریان را احساس کردند،‌ که در آن‌ها حقیقت پیروز می‌شود، دروغ برملا می‌شود، و فریب و تقلب به مجازات می‌رسد. اما یک میلیارد انسان این را هم یاد گرفتند که چیزهایی از این قبیل فقط در قصه‌های پریان اتفاق می‌افتند، و دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم به مارادونا ارج می‌نهد. و در میان ما دانشجویان سخت‌کوش بیشتری به این نتیجه رسیدند که هر کاری که به پیروزی منجر شود سرانجام توجیه خواهد شد… هر عصری همان قهرمان‌هایی را دارد که شایستهٔ آن است.

از کتاب «روح پراگ»، نوشتهٔ ایوان کلیما، ترجمهٔ فروغ پوریاوری

سنت‌های ایرانی،‌ سنت‌های اسلامی

هفت‌سین

هفت‌سین

بنا گذاشتن سنت‌ها در میان مردم کار آسانی نیست.  خیلی‌ها در طول تاریخ خواسته‌اند سنتی را بین مردم رواج دهند یا سنتی را از میان مردم بردارند ولی موفق نشده‌اند. ولی عید نوروز یکی از مثال‌های موفق بوده است. این روزها جنب و جوش مردم توی کوچه و خیابان، خیلی به چشم می‌آید. همه با لباس نو،‌ سر و روی مرتب، خوشبو و شاد راه افتاده‌‌اند به دید و بازدید؛ دست‌کم حال و هوای اصفهان که این طور است.

از ویکی‌پدیا این طور دستگیرم شد که در مورد نقطهٔ شروع نوروز و اینکه چه کسی این سنت را راه انداخته‌ است،‌ اختلاف نظر هست. از مردم هم که سؤال کنی، خیلی‌ها نمی‌دانند از کجا این سنت برایشان این قدر مهم شده است، حتی خیلی‌ها فلسفهٔ خاصی برای آن نمی‌دانند و با این حال به تک‌تک ریزه‌کاری‌های آن اهمیت می‌دهند. سفره‌ هفت‌سین، سمنوپزان، نظم و حساب دید و بازدیدهای خانوادگی و برنامه‌های دقیق دیگر. از چند نفر شنیده‌اید که برای خریدن ماهی قرمز، دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشند یا بدانند گذاشتن سماق سر سفره هفت‌سین برای چیست؟!

تعداد زیادی از سنت‌های جاری در نوروز، همان سنت‌هایی‌اند که در مناسبت‌ها و مراسم دینی توصیه شده‌اند. مثلا برای حضور در مسجد توصیه شده بهترین لباس‌هایتان را بپوشید و خودتان را خوشبو کنید. یا در بسیاری از مناسبت‌های دینی دیگر، به غسل توصیه شده، به دیدار مؤمنین، حتی هدیه دادن به دیگران ولی تقریبا هیچ کدام از این‌ها بین مردم تبدیل به سنت نشده است. به ندرت کسی را می‌بینید که موقع نماز، بهترین لباسش را بپوشد یا آدابی شبیه نوروز را برای رفتن به مسجد رعایت کند.

بسیاری از مسجدها تبدیل شده‌اند به محیط‌های خموده و کسل‌کننده، پر از پیرمردها و پیرزن‌های بداخلاق و بدقیافه و کاملا به دور از شادی و طراوت؛ طوری که بچه‌های ما خیلی باید حرف‌شنو (تابع بی‌چون و چرای پدر و مادر) باشند یا انگیزه‌های معنوی‌شان قوی باشد که محیط ناخوشایند مسجد را تحمل کنند و نمازشان را به جماعت بخوانند. مسئله فقط مسجدها نیست. باید اقرار کنیم تقریبا هیچ یک از اعیاد و مناسبت‌های دینی ما به شادی عید نوروز نیست، (احتمالا)‌ هیچ کدام از ما آن قدر که از نوروزهای بچگی‌مان خاطرهٔ خوش داریم، با بزرگ‌ترین عیدهای اسلامی نظیر عید غدیر، عید فطر و عید قربان، رابطهٔ چندانی برقرار نمی‌کنیم. شادترین برنامه‌های جماعت متدین، مراسم مولودی‌خوانی مداح‌هایی است که هنوز تفاوت چندانی به غم و شادی قائل نیستند.

رسیدیم پاراگراف آخر. معمولا اینجا باید نتیجه‌گیری کرد. من هم اول نتیجه‌گیری کردم ولی بعد دیدم با نتیجه‌گیری‌ام مسئله را محدود می‌کنم. همین. خواستم فقط فکر شما هم کمی با آنچه ذهن من درگیر است،‌ درگیر شود. سال نو هم مبارک.